تیپ «الیوم الموعود» در عراق منحل شد/ تغییر ساختار «جیش الامام» به موسسه انصار الامام المهدی المیادین: معاون رئیس امارات در سفر به ریاض حامل پیام نتانیاهو برای بن‌سلمان بود تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران/ ۱۰ فرد و نهاد مستقر در ایران، هنگ‌کنگ و پاکستان تحریم شدند گروسی: فعلا مذاکرات رسمی میان آمریکا و ایران در جریان نیست ترامپ ادعای پایان «خیلی زود» جنگ با ایران را تکرار کرد شروط عجیب آمریکا برای ازسرگیری پرواز‌های نجف میان ایران و عراق ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» برای جابه‌جایی با ناو دیگر عازم منطقه شد پایگاه داده پنتاگون هک شد مقام آگاه ایرانی انعطاف ایران در قبال موضوع هسته‌ای را تکذیب کرد + جزئیات پاسخ نماینده ایران به اتهامات وزیر خارجه کانادا ترامپ مدعی مذاکره غیر مستقیم با ایران شد بن فرحان و روبیو در واشنگتن دیدار کردند از سرگیری پرواز‌ها میان ایران و نجف اشرف تظاهرات در نجف برای لغو ممنوعیت پرواز‌های ایران توضیح سخنگوی وزارت امور خارجه درباره حضور عراقچی در نیویورک سفارت ایران ادعا‌ها درباره ادعای ارتباط تهران با پرونده فرفورد را رد کرد
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

حماقت راهبردی سران ناتو

اظهارات اخیر دبیرکل ناتو را باید به‌عنوان نشانه‌ای از درماندگی راهبردی این ائتلاف خواند. ادامه مسیر کنونی با مدیرانی که یا دچار حماقت راهبردی‌اند یا آگاهانه آن را انتخاب می‌کنند، تنها باعث فرسایش تدریجی از درون، بی‌نیاز از هر تهدید بیرونی می شود.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۲ - ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 24
کد خبر: ۳۰۰۰۸۰

حماقت راهبردی سران ناتو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اظهارات اخیر مارک روته، دبیرکل ناتو مبنی بر اینکه روسیه با حمایت چین، ایران و کره شمالی تهدیدی بلندمدت و موجودیتی برای امنیت اروپا و جهان ایجاد کرده است، نه تنها  نشانه‌ای از آگاهی راهبردی و تحلیلی وی نیست، بلکه  بازتاب نوعی فرافکنی آشکار و گریز از واقعیت‌های تلخ درون این ائتلاف است. روته در شرایطی از «تهدیدات بیرونی» سخن می‌گوید که ناتو امروز بیش از هر زمان دیگری، از درون با بحران‌های عمیق ساختاری، نهادی و هویتی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحران‌هایی که موجودیت این ائتلاف را نه در افق بلندمدت، بلکه همین امروز تهدید می‌کنند.

نسبت دادن تهدید واحد و منسجم به کشورهایی با منافع، اهداف و حتی اختلافات عمیق میان خود، بیشتر به روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا تحلیل امنیتی

دبیرکل ناتو ترجیح داده است به‌جای مواجهه با شکاف‌های فزاینده میان اعضا، اختلافات راهبردی اروپا و آمریکا و بی‌اعتمادی متقابل درون ائتلاف، انگشت اتهام را به سوی بازیگران خارجی نشانه بگیرد. این همان الگوی قدیمی «دشمن‌سازی بیرونی» است که سال‌ها برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی‌های داخلی ناتو به کار گرفته می‌شود. مسئله‌ای مانند بحران گرینلند، که مستقیماً اختلاف منافع و حتی تعارض حاکمیتی میان اعضای ناتو را عیان کرده، نمونه‌ای روشن از تهدیدهای درونی و اساس همبستگی این ائتلاف را زیر سؤال برده است. با این حال، روته ترجیح می‌دهد به‌جای پرداختن به این شکاف‌ها، سناریوهای اغراق‌آمیز درباره «محور تهدید» بسازد.

واقعیت این است که یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری و تداوم بحران‌های مزمن در ناتو، حضور مدیرانی است که یا درک حداقلی از تحولات راهبردی جهان ندارند، یا آگاهانه در حساس‌ترین مقاطع، خود را به نادانی می‌زنند. مارک روته مصداق بارز چنین وضعیتی است. در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با صراحت موجودیت و کارآمدی ناتو را به چالش کشیده و حتی اصل تعهد آمریکا به دفاع جمعی را زیر سؤال برده است، انتظار می‌رود دبیرکل ناتو تمام تمرکز خود را بر ترمیم شکاف فراآتلانتیکی و جلوگیری از فروپاشی درونی ائتلاف بگذارد. اما روته، به‌جای این مسیر دشوار و پرهزینه، ساده‌ترین راه را انتخاب کرده است؛ تولید ترس از «دیگری».

این حماقت راهبردی زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم نسبت دادن تهدید واحد و منسجم به کشورهایی با منافع، اهداف و حتی اختلافات عمیق میان خود، بیشتر به روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا تحلیل امنیتی. چین، روسیه، ایران و کره شمالی نه یک بلوک نظامی متحد شبیه ناتو هستند و نه دارای دکترین امنیتی مشترک علیه اروپا. اما برای مدیری مانند روته، دقت تحلیلی اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، ساختن دشمن کلی و مبهم است تا ناکامی‌های درونی ناتو در سایه آن پنهان شود.

در حقیقت، ناتو امروز بیش از آنکه قربانی «تهدیدات خارجی» باشد، اسیر تناقضات درونی خود است؛ نابرابری در تقسیم بار دفاعی، اختلاف بر سر اولویت‌های امنیتی، خستگی افکار عمومی اروپا از نظامی‌گری و وابستگی ساختاری به آمریکایی که در حال بازتعریف نقش‌ خود به جای پرداختن به این شکاف‌ها و سناریوهای اغراق‌آمیز درباره «محور تهدید» است.

در نهایت، اظهارات مارک روته را نباید به‌عنوان هشدار امنیتی جدی، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از درماندگی راهبردی خواند. ناتو اگر قرار است بقا داشته باشد، باید پیش از هر چیز با بحران‌های درونی صادقانه مواجه شود. ادامه مسیر کنونی، با مدیرانی که یا دچار حماقت راهبردی‌اند یا آگاهانه آن را انتخاب می‌کنند، تنها یک نتیجه خواهد داشت؛ فرسایش تدریجی ائتلاف از درون، بی‌نیاز از هر تهدید بیرونی.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار